الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
186
شرح كفاية الأصول
امر دوازدهم : استعمال لفظ مشترك در اكثر از معنا * مصنّف در اين امر بحث مىكند كه آيا استعمال مشترك لفظى در اكثر از يك معنا ، جايز است يا نه ؟ و به عبارت ديگر : آيا مىتوان يك لفظ را كه داراى حد اقلّ دو معناى حقيقى است « 1 » ، با يك استعمال ، در هر دو معنا به كار برد يا خير « 2 » ؟ * مصنّف در اين بحث ، به چهار مطلب در توضيح آن ذكر مىكند : مطلب اوّل : تحرير محلّ نزاع ( بأن يراد منه كلّ واحد . . . ) محلّ نزاع آن است كه يك لفظ مشترك ، مانند : « عين » ، در يك استعمال و يك لحاظ ، در دو معنا ( يا بيشتر ) به نحو « جميع » به كار رود ، يعنى در هريك از دو معنا بهطور مستقلّ استعمال شود ، به همان صورت كه اگر فقط يك معنا بيشتر نمىداشت در همان معنا استعمال مىشد . اينجاست كه از جواز و عدم جواز استعمال لفظ مشترك در اكثر از يك معنا ، بحث مىشود ، به اين صورت كه آيا مىتوان از « عين » در يك استعمال ، هم « ذهب » را منفردا و مستقلا اراده كرد ( بهطورى كه گويا فقط « ذهب » معناى « عين » است و معناى ديگرى در كنارش نيست ) و هم « فضّه » را بهطور مستقلّ اراده كرد ( به گونهاى كه گويا « عين » فقط در همين معنا استعمال شده است . ) و يا نه ؟ بنابراين اگر يك لفظ مشترك در « مجموع » دو معنا ( يا بيشتر ) به كار رود ، به گونهاى كه مستعمل فيه ، يك واحد مركّب از دو يا چند جزء باشد ، از محلّ نزاع خارج است ، زيرا امكان دارد يك لفظ در جامع بين دو معنا ( يعنى در عموم المجاز « 3 » ) استعمال شود ، به گونهاى كه يك جزء از مستعمل فيه اين لفظ ، « يك معنا » و جزء ديگرش « معناى ديگر » باشد .
--> ( 1 ) . اما اگر يك معنا حقيقى و ديگرى مجازى باشد ، بحث آن خواهد آمد . ( 2 ) . بايد توجه داشت كه استعمال لفظ يعنى اينكه « لفظ » عامل قرار بگيرد ( جعل اللفظ عاملا ، أى : عميلا ) به طورى كه در اينجا در خدمت هر دو معنا ( يا بيشتر ) باشد ، مثل اينكه مقصود از « عين » در « رأيت عينا » هم « ذهب » ( طلا ) باشد و هم « فضّه » ( نقره ) . ( 3 ) . اين تعبير از صاحب معالم است .